یک فیلسوف به ایستگاه رفت تا سوار اتوبوس بشه، وقتی رسید متوجه شد زود رسیده برای گذران وقت متوجه یک دستگاه طالع بینی شد، سکه ای درون دستگاه انداخت و کارت کوچکی از دستگاه خارج شد که :شما آقای جونز هستید، شصت وپنج سالتونه و عازم یک سفر شغلی هستید.
او با خود گفت باور نکردنیه این دستگاه این اطلاعات رو داشته باشه!حتمآ یکی پشت اونه. سکه دیگری انداخت و کارت دیگری از دستگاه خارج شد :شما همچنان آقای جونز هستید ، هنوز فیلسوف بزرگی هستید، هنوز شصت و پنج سالتونه و هنوز عازم یه سفر شغلی هستید.
همچنان که سکه دیگری می انداخت ، دوباره با خودش گفت: من نمی تونم باور کنم. این بار کارتی خارج شد که روی اون نوشته شده بود:شما همچنان آقای جونز هستید، هنوز یک فیلسوف بزرگ هستید، هنوز شصت و پنج سالتونه و هنوز عازم یه سفر شغلی، اما سرگرم شدید و از اتوبوس جا ماندید.
فلسفه سرگرمیه .فکر کردن صرف کمکی به ما نمیکنه .
میتونیم خیال پردازی کنیم ، نظریه ببافیم و رویاهای زیبا ببینیم اما باید یادمون باشه از اتوبوسمون جا می مونیم.
Be imaginary but dont forget your destination







The life is just for live
i
